تبليغاتX
· • ● ( دختر بهار )● • ·
· • ● ( دختر بهار )● • ·
دوشنبه دهم اردیبهشت 1386
وصف عشق

دريائي بي ساحل که اعماقش عميق تر از عمق سياهي ها

مردابي آب مرده با مرغابيه به گل آرميده

چشمه ساري در کوير ، يا بوته ي خاري درون يک حرير

اوج گرفتن در وجود يک حباب

بي صدا پنهان شدن زير بال يک عقاب

آن که بالا ميرود ، تا اوج غرور

عشق از زير لباسش ميجهد تا بشکند خودکامگي

بنگرد آسودگي ، بگذرد شر و بدي

تا به پروازش فلک از روي غبطه بنگرد

تا زمين از ديد او مدفون شود

تا ستاره در کنارش جان دهد

تا شهابم با تومعنينه زپيشش بگذرد

عشق آن رنگين کمان رنگ رنگ

عشق امروزه فقط معتاد و منگ

عشق آن است ، آن نگاه بي دريغ

عشق را گويند چون پرواز پر در زير تيغ

آن که گويد عشق را وصفش نکن

کاش ميگفت در بهار بي کسي ، تا کي نگويم از کسي

تا کي نفس در سينه حبس ، تا کي بمانم بي کسي

اي نگاه خسته ام ، اي لب خشکيده ام

عشق را کتمان نکن ، دلبرم را جسته ام

دستهاي پر ترک ! بي ريا و بي کلک

دست هايش را بگير ، گريه کرده نم نمک

عاشقي را تا به پاي جان ببر ، خستگي را از وجودت در مبر،

خنده ات را در ملآ آغاز کن ، گريه ات را پيش خفتانت ببر

عشق اين است گر تو داري يا علي

اي که خود گم کرده داري يا علي

***(((محسن عنابي)))***


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:34 توسط : سحر

RSS