تبليغاتX
· • ● ( دختر بهار )● • ·
· • ● ( دختر بهار )● • ·
جمعه بیست و ششم آبان 1385


عروس خانم دوشیزه    ****     آیا وکیلم شما را به مهر :گوگل* عدد سکه بهار آزادی  /    یک وب کم  / سند یک سایت اینترنت اختصاصی  دات کام / یک مودم DSL  / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD  و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ...   / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ...به عقد دائم آقای   ****  در بیاورم ؟جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!!         حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟ جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!!    حاج آقا :!!!BUZZ  ,  برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟عروس : با اجازه بزرگترهای Room بله


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:1 توسط : سحر
جمعه بیست و ششم آبان 1385



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:47 توسط : سحر
جمعه بیست و ششم آبان 1385


كي ميگه زندون بده؟

 

منو تا سلول انفرادي دلت ببر

قول و زنجير بزن به دست و پام

واسه جرم معرض عاشق شدن

بخششي به جز تبسم نمي خوام

جيره ام يه جرئه از نگاه توست

شمع زندون روي مثل ماه توست

منو زندوني بكن حبس ابد

زندوني عاشق بي گناه توست

كي ميگه زندون بده ؟

وقتي زندوني خودش عاشق حبس ابده

كي ميگه زندون بده ؟

وقتي زندوني نخواد تن به آزادي بده

همه ترس من از روز بعده رهايي

تيره آخر خلاص بريدن و جدايي

منو از خودت نرون نگو كه سرنوشتمه

منو زندوني بكون زندون تو بهشتمه

انگاري توي قفس ترانه خوش صدا تره

شاپرك نمي خواد از رو شونه گل بپره

پا به زنجير تو بودن واسه من آزادي

حبسي عشق تو بودن ديگه اوج شاديه

كي ميگه زندون بده ؟

وقتي زندوني خودش عاشق حبس ابده

كي  ميگه  زندون  بده ؟

وقتي زندوني نخواد تن به آزادي بده

كي  ميگه  زندون  بده ؟

كي  ميگه  زندون  بده؟

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:45 توسط : سحر
جمعه بیست و ششم آبان 1385



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:43 توسط : سحر
جمعه بیست و ششم آبان 1385



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:42 توسط : سحر
پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385


توی تقویم می نویسم تا بمونه یادگاری روز تلخ عاشقی مون گفتی که دوستم نداری می چکه قطره ی اشکم روی این جمله آخر حتی این قلم نداره این شکست تلخ را باور می گذره ماهی و سالی اما باز پر از غروبم هر کی حالم و می پرسه به دروغ میگم که خوبم نه می خوام کسی بفهمه با پریدنت شکستم

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:40 توسط : سحر
پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385


 

اونايي كه از عشقشون ضربه خوردن يا يه جورايي بهشون خيانت شده حتما بخونن

 

 

كي ميگه؟

كي ميگه من  تو رو خيلي دوست دارم ؟

كي ميگه من به تو وابسته شدم ؟

ديگه اصلا نمي خوام ببينمت

 به خدا قسم ازت خسته شدم

كي ميگه شعراي من مال توا........

كي ميگه هلاكتم؟ ديونتم ؟

هركي گفته اشتباه كرده بدون

من يه عابر از كنار خونتم

كي ميگه منظورم از زيبا تويي

كي ميگه نباشي من دق ميكنم؟

يعني انقدر ديونم كه ميشينم

 واسه امسال تو هق هق ميكنم

كي ميگه دلم ميخواد پيشم باشي

كي مي گه ميشه منو تو مابشيم

كي ميگه هدف به هم رسيدنه

ما فقط يه راه داريم جدا بشيم

كي ميگه هيچكي مثل تو نمي شه

كي ميگه تو مهربوني شاعري؟

نمي دونم چي بگم از تو ولي

خيلي باشي تو فقط يه عابري

كي ميگه قدر منو خوب ميدوني

كي ميگه بمون؟ بري سنگين تري

كي ميگه نامهاتو بهت ميدم

كي ميگه بيا خدافظي ؟ نيا

كي ميگه زندگي رو نقاشي كن

رنگي مونده واسمون بجز سياه

كي ميگه يادت منو عذاب ميده

حالا من مي مونمو يه زندگي

با كسي كه عاشقو مقدسه

با كسي كه گفته هرچي تو بگي

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:39 توسط : سحر
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385


 

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند دلم برات تنگ ميشه اما هزاران بار به قدمگاهت بوسه مي زنم 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:29 توسط : سحر
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385


 

هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده...حتي اگر کسي بهت دروغ گفت.. بازم بهش فرصت بده..عشق رو تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري.. اينو بدون اگر کسي وارد زندگيت شد و گذاشت و رفت علاوه بر اينکه يه خاطره بر جاي مي ذاره مي تونه يه تجربه هم بر جاي بذاره.... پس سعي کن خاطره هاي خوب و تجربه هاي مفيد رو به خاطر بسپاري  
ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:20 توسط : سحر
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:13 توسط : سحر
سه شنبه بیست و سوم آبان 1385



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:9 توسط : سحر
سه شنبه بیست و سوم آبان 1385



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:38 توسط : سحر
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385


 

قلب من مال تو این تنها یادگاره

اون منم که بی تو هر لحظش انتظاره

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:4 توسط : سحر
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385


 

يادت مياد چي شد كه من ، يك دفعه عاشقت شدم

بدون اينكه بذاري ، سوار قايقت شدم

يادت مياد نگات پر از، شكايت و فاصله بود

اما به جاش نگاه من ، صبور و پر حوصله بود

يادت مياد وقتي بهت ، گفتم چقدر دوست دارم

گفتي ببين من فرصت ، اين قصه ها رو ندارم

يادت مياد با اين جواب ، خسته شدم از زندگي

تو رفتي و من موندم و ، يه دريا غرق تشنگي

يادت مياد به چشم تو ، فقط يه ديوونه بودم

يا مثل يه مرغ غريب ، دنبال يه دونه بودم

يادت مياد كه عمر من ، وقف تو و پنجره بود

يه روز چشت افتاد به من ، اين بهترين خاطره بود

يادت مياد مردم ما رو ، به همديگه نشون دادن

جز ما تموم عاشقا ، از چشم مجنون افتادن

يادت مياد دل تورو ، يكي يه جايي برده بود

اون وقت دل من خودشو، به چشم تو سپرده بود

وقتي بهت گفتم يه روز ، با من مدارا ميكني

گفتي يا از اينجا برم ، يا منو رسوا ميكني

يادت مياد يه روز واست ، يه دسته گل چيده بودم

عصر همون روزم تورو ، با ديگري ديده بودم

يادت مياد كه پرسيدم ، برام تبسم مي كني؟

جواب دادي معلومه نه ، چون خودتو گم مي كني

يادت مياد حتي يه بار ، دلت واسه دلم نسوخ

چشات يه بار نگاهشو ، به چشم عاشقم ندوخت

يادت مياد تو روياهام ، قصري واست ساخته بودم

تقصير من بود كه تورو ، به خوبي نشناخته بودم

يادت مياد يه شب كه بارون ميچكيد از آسمون

با التماس خواستم ازت ، يه امشبو پيشم بمون

يادت مياد جواب تو ، يه خنده ساختگي بود

شايد مقصر نبودي ، حرفت مال خستگي بود

يادت مياد گفتم يه روز ، مجنون مثل فرشته بود

گفتي رها كن قصه رو ، اينا مال گذشته بود

يادت مياد قرارمون ، بود زير يه درخت سيب

نشون به اون نشون كه ما ، دو آشناييم نه غريب

يادت مياد اون روز و كه ، سر قرار نيومدي

پيغام فرستادي برام ، كه خوب تو ذق من زدي

يادت مياد گفتي بايد ، به دوريت عادت بكنم

بايد تو روياهام به تو ، بازم محبت بكنم

وقتي تفعل مي زدم ، نيت من فال تو بود

هيچيش مال خودم نبود ، دلم همش مال تو بود

يادت مياد كه من به خاطرت چه حرفا شنيدم

تو گفتي اين كارا چيه ، من هنوزم نفهميدم

يادت مياد يه شب تو خواب ، زير يه بارون شديد

رفتيم يه جا با همديگه ، كه هيچ كسي ما رو نديد

يادت مياد تعبير خواب من ، فقط جدايي بــود

هر چي محبت ديده بودم ، از تو بي وفايي بود

يادت مياد تو رفتي و ، به آرزوهات رسيدي

به سادگي رو روياهام ، يه خط قرمز كشيدي

اگر چه يادت نمياد ، اما مي خوام دعات كنم

بر نمي گردي ولي من ، بازم ميخوام صدات كنم


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:59 توسط : سحر
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385


 

هيچ گاه با خود فكر شكست را نكردم ،هيچ گاه با خودم نگفتم، روزي عشقمان مي ميرد روزي تو با من بيگانه خواهي شد، وديگر يار قديمي نخواهد بود ولي امروز آن روز محال را ديدم روزي كه عشق مرد روزي كه باختم ،تمام زندگي را باختم وتو رفتي از كنارم ،براي هميشه


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:53 توسط : سحر
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385


اینم یه ماچ آبدار


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:47 توسط : سحر
دوشنبه پانزدهم آبان 1385



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:56 توسط : سحر
جمعه دوازدهم آبان 1385



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:34 توسط : سحر
جمعه دوازدهم آبان 1385


 

 

بی اراده متولد می شویم، بی اختیار می میریم

افسوس که آشنایی اتفاقی است و جدایی ها کاش هرگز اتفاق نیفتد

کاش... کاش... کاش...


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:32 توسط : سحر
جمعه دوازدهم آبان 1385


 

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:28 توسط : سحر
پنجشنبه یازدهم آبان 1385


کاش قلبم درد تنهایی نداشت  

     چهره ام هرگز پریشا نی نداشت

 

 

      کاش برگ های آخر تقویم عشق

 

 

     حرفی از یک روز بارانی نداشت

 

 

      کاش می شد راه سخت عشق را

 

     بی خطر پیمود و قربانی نداشت


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:16 توسط : سحر
دوشنبه هشتم آبان 1385


 

شبا به امید چشــات چشــامو رو هم میزارم

شاید توی خوابم بیای بشه باهات حرف بزنم

چشــام شبا بارونیه به التماس اون چشــات

هی التماس میکنم فقط برای یه نگاه

حالا دیگه چرخ فلک نمی چرخه به کام من

چه کار کنم عــــاشقتم .اینه فقط گناه من

حالا حتی نبودنت برام یه دنیا بودنه

خیال نکن دروغ میگم اشکام گواه حرفمه

خیال نکن میشه بری یه روز از خاطره من

می خوام بازم بهت بگم عــاشقتم. اینه فقط گناه من....

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:9 توسط : سحر
پنجشنبه چهارم آبان 1385


 

اگه با دیدن من غم رو دلت جون می گیره 

می میرم که تا ابد قلب تو آروم بگیره 

اگر با بودن من باغ تو ویرونه میشه 

  میرم اما می دونم دل بی تو دیوونه میشه 

دل بی تو دیوونه میشه


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:38 توسط : سحر
چهارشنبه سوم آبان 1385



اگه  تا  لحظه مرگم داشتنت  نباشه  قسمت

                                        بی تو با رویای تو عاشق میمونم تا قیامت
اگه  با   هق هق   تلخم  دل  آسمون  بگیره
                                       اگه  این  قلب  صبورم از غم  عشقت  بمیره
اگه باز آتیش  عشقت  زندگیم  رو  بسوزونه
                                       از تو جز  یه  خاطره  حتی  اگه  چیزی نمونه
من بازم عاشقت هستم گرچه بی صدا شکستم
                                       با همه حسرت عشقت این تویی که می پرستم


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:47 توسط : سحر
چهارشنبه سوم آبان 1385


گوشهایم شنیده اند که گلها هرگز خیانت نمیکنند

اما چشمانم چیز دیگری را میبینند

حال مانده ام حرف کدام یک را باید باور کرد

آنچه را که میبینم

یا آنچه را که میشنوم

هیچکدام بهتر است

به حرف دل گوش میسپارم


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:20 توسط : سحر
سه شنبه دوم آبان 1385


 

من میخواستم که با  تو بمونم تا همیشه

اماتو  رفتیو  نگفتی عاقبت این  دل من چی میشه

 

حالاچرابازبرگشتی میگی بی تو نمیشه

نمیخوامت دیگه بروگمشوازجلوی چشام واسه همیشه

 

روز    اولی   که     دیدمت

تو نگاه فهمیدم که رسیدم بهت

 

اومدی جلوبه من دادی دوتا دستت

خندیدی  گفتی  تنهایی  شده  بست

 

بگو   چرا  یه  هو عاشقت  شدم

چرا   برای   تو   زنده   میشدم

 

چون  تو دست  گرمت عشق و دیدم

من  اونیم   که به  عشق  میخندیدم

 

یهو  دلمو  گرفتی   تو  به  بازی  تو

میگفتی اگه  دوسم  داری بهم تابت کن

 

همه   چیو   تابت   کردم   اما    تو

...................................

 

برو      که       دیگه     بی خیالتم

فکر    نکن     نگران     حالتم

 

چرا   برگشتی بگو چی می خوای

بودنم   شده  برات آرزوی  محال

 

ولی    تو   زدی   دلمو  شکستی

حالا اومدی میگی بودی تو مستی

 

پشیمونی ولی بدون خودت خواستی

برو  گمشو  برو   خیلی    پستی

 

 

 



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:32 توسط : سحر
سه شنبه دوم آبان 1385


 

به به چه کبابی بشه


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:18 توسط : سحر
دوشنبه یکم آبان 1385


 

بازیچه

 

سخت واست باور کنی که نمیتونم باتو باشم

                                   میدونی  که  نمیتونم  تا جون  دارم با تو باشم

کلافه ام  از دست تو نمیدونی  چی  میکشم

                                    بسه  دیگه   سرکاری  بهتر  که   تنها   باشم

فقط دلت با من که نیست تا حالا بازیچت بودم

                                   حیف  روزایی  که   من  پا به پا   دنبالت بودم

بسه دیگه  خامت  شدم  واسه  رفیقی مثل تو

                                   می دونی که میخواستمت ولی نخواستی منو تو

دیوونه چشات بودم عاشق اون نگات بودم

                                   ولی فریب بود اون نگات کاشکی زود میفهمیدم

دزدکی عاشقم بودی دروغکی با من بودی

                                    نمیخورم فریبتو  برو برو , برو برو,  برو برو

                     


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:2 توسط : سحر
دوشنبه یکم آبان 1385


 

 

افسوس

آن زمانی که باید دوست بداریم

کوتاهی میکنیم.

آن زمان که دوستمان دارند

لجبازی میکنیم.

و بعد برای آنچه از دست رفته

آه میکشیم.

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:52 توسط : سحر
دوشنبه یکم آبان 1385


به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز می میرم از پا می افتم

به تو گفتم خودمو می کشم پرمیزنم تو آسمونا بگو گفتم یا نگفتم ؟

بگو گفتم یا نگفتم ؟

بتو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات ,   چشاتم تنهام گذاشتن

حالا من موندم و اشکو بقض و آه و عکس پاره تو ومن بگو گفتم یا نگفتم ؟

بگو گفتم یا نگفتم؟

مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگاره من تیره وتاره,حالا یادگار من بعد سفر کردن توطناب داره

دیگه جون نداره دستام آخر قصه رسیده عطر تو متل نفس بوده واسه این نفس بریده



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:6 توسط : سحر

RSS